X
تبلیغات
گوگل ایرانی!

گوگل ایرانی!

وبلاگی خاص، برای افراد خاص

درآمد اینترنتی 100 درصدی!!!!

سلام به همه ی دوستان بازدید کننده.می خواستم در این پست یک وبسایت بسیار جالب رو بهتون معرفی کنم.توسط این سایت میتونید گیفت کارت آیتونز به صورت رایگان بگیرید(گیفت کارت یه نوع کارت اعتباری مخصوص شرکت اپل هستش که می تونید باهاش برنامه بخرین یا اونو به دیگران بفروشین). باورتون نمیشه؟ بزارین توضیح بدم.توی این سایت برنامه نویس های iOS برنامه های خودشونو به اشتراک میزارن و شما با دانلود آن ها و استفاده ی حداقل 30 ثانیه از برنامه ها، اعتبار مخصوص سایت دریافت میکنین.بعد از چند روز که اعتبارتون زیاد میشه، میتونین برای خودتون گیفت کارت تهیه کنید و یا حتی از سایت آمازون خرید کنین.دقت داشته باشین که اگه خواستین می تونین اون امتیازاتی که بدست آوردید رو بفروشید و پول در بیارید.باور کنین همش راسته.من خودم امتحان کردم.ولی پیش نیازش داشتن یک دستگاهیه که سیستم عاملش iOS باشه.برین توی سایت ثبت نام کنین تا باورتون شه.برای ثبت نام با مرورگر safari دستگاهتون به آدرس زیر برید:

 ثبت نام                                                           

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم مرداد 1392ساعت 22  توسط علي رضا اميريان   | 

قابل توجه بازديدكنندگان محترم: آدرس دوم وبلاگ (www.amirian.tk) تا اطلاع ثانوي مسدود مي باشد.

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم بهمن 1390ساعت 11  توسط علي رضا اميريان   | 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مهر 1392ساعت 19  توسط علي رضا اميريان   | 

ترسناک ترین و دلهره آور ترین نقاط جهان ! (+ تصاویر)

ترسناک ترین و دلهره آور ترین نقاط جهان ! (+ تصاویر )

بهتر این است که شجاع باشید و تا آخر این سفر ما را همراهی کنید. موارد زیر ترسناک ترین نقاط جهان هستند که فقط شجاع ترین افراد قدم به آنجا می گذارند. 


هتل وحشت
هتل وحشت یکی از نقاط رعب آور جهان است که جست و جوگران ترس و وحشت حتما به آنجا می روند. این هتل در شهر لاس وگاس ساخته شده و مساحت آن به ۱۳۹۳ متر مربع می رسد.ساخت این هتل ۱۰ میلیون دلار هزینه داشت اما سازندگان آن معتقدند که هزینه صرف شده برای این هتل به ترس و وحشت ایجاد شده در آن می ارزد.راهروهای این هتل تا جایی که امکان دارد به شکل قدیمی و کهنه ساخته شده و درهای اتاق های آنها به صورت آهنی و به بدترین شکل ممکن طراحی شده است.

افرادی که در این هتل ساکن می شوند هرگونه ترس و وحشت را به جان می خرند. فضای هتل طوری طراحی شده که ترس و وحشت را به بازدیدکننده انتقال می دهد. آینه های دستشویی این هتل همگی خون آلود است و حتی در گوشه و کنار رختشویخانه آن تکه هایی از پوست مصنوعی انسان دیده می شود. جالب اینجاست که بعضی از مشتاقان ترس و وحشت، جشن های عروسی خود را نیز در این هتل ترسناک برپا می کنند.
 


قلعه بران

قلعه بران در همسایگی براشوف رومانی یکی از ساختمان های ملی و مشهور رومانی است. نام این مکان را قلعه دراکولا نیز گذاشته اند زیرا ادعا می شود ۶۰۰ سال پیش از این، یکی از معروفترین خون آشام های تاریخ به نام ولاد تاپیز دراکولا شاهزاده والاچیا – منطقه ای در جنوب رومانی – در این قلعه متولد شد. پدر ولاد را دراکول به معنی «اژدها» یا «شیطان» صدا می زدند چرا که این اعتقاد وجود داشت که او به دستور اژدها به جنگ می رفت.

 

گفته می شود که او پس از کشتن و شکنجه اسیران به بدترین شکل ممکن، خون آنها را می نوشید وبدین ترتیب او یکی از مشهورترین خون آشام های تاریخ به شمار می رود. تاریخدانان می گویند که ولاد دستور کشتن بیش از ۲۰ هزار نفر را در دوران سلطنتش صادر کرده و حتی گاهی اوقات با حمله به روستاها آنجا را با خاک یکسان می کرد. می گویند که او برای کشتن از وسیله ای مخصوص و نوک تیز استفاده می کرد. از این رو قلعه بران یکی از وحشتناک ترین مکان های دنیا به شمار می رود که هر سال تورهای گردشگری بسیاری برای گردش در قلعه دراکولا ترتیب داده می شود.

گورستان گریفریارز

گریفریارز نام گورستانی در ادینبرگ اسکاتلند است که از دیگر نقاط وحشتناک جهان به شمار می رود.از قرن شانزدهم مراسم خاکسپاری بسیاری در این گورستان صورت گرفت و از آن زمان حوادث غیرطبیعی بسیاری در این گورستان قدیمی گزارش شده است.می گویند اگر خیلی خوش شانس باشید با ورود به این گورستان، صداهای عجیب و غریبی می شنوید یا جریان هوای سردی را احساس می کنید.


اما عده بسیاری که به این گورستان رفته اند پس از خروج از آنجا کبودی ها و جای چنگ زدن هایی روی بدنشان دیده می شود و گفته می شود همه اینها از ارواح ناآرام گورستان سرچشمه می گیرد.درمتون تاریخی آورده شده که در سال های ابتدایی قرن شانزدهم، زندانیان سیاسی بسیاری را در این گورستان دفن کردند، نزدیک به ۱۲۰۰ نفر از این زندانی ها در بدترین شرایط زندانی شدند که اکثر آنها جان باختند. از آن موقع به بعد، گزارش های عجیب و غریبی از دیده شدن ارواح ناآرام در این گورستان ثبت شده است.

کشتی کوئین مری
در طول جنگ جهانی دوم کشتی کوئین مری یکی از کشتی های بسیار مهم در خطوط دریایی آمریکا در خدمت حمل و نقل سربازان بود. پس از جنگ نیز کوئین مری تبدیل به کشتی مسافربری شد.نزدیک به ۵۰ سال، آمریکایی ها با افتخار از کوئین مری یاد می کردند اما از زمانی که کوئین مری تبدیل به یک کشتی مسافربری شد،

گزارش های زیادی درباره دیده شدن ارواح در این کشتی به ثبت رسید.یکی از مشهورترین گزارش های دیده شدن ارواح، مربوط به روح آشپز کشتی می شود که در اجاق گاز توسط سربازها سوزانده شد. می گویند که صدای فریادهای او همیشه در کشتی به گوش می رسد.

استودیو یونیورسال
یکی از ترسناک ترین پارک های جهان متعلق به استودیوی فیلم سازی یونیورسال می شود که در اورلاندوی ایالت فلوریدای آمریکا واقع است.به دلیل ترسناک بودن وسایلی که در این پارک به نمایش گذاشته شده، توصیه می شود کودکان به این مکان آورده نشوند.این پارک به دلیل اجرای نمایش های زنده و گاهی اوقات بسیار وحشتناک از جمله پرطرفدارترین پارک های جهان به شمار می رود، به طوری که سال ۲۰۱۰ نزدیک به ۵/۹ میلیون بازدیدکننده به این پارک رفتند و این پارک در جایگاه هشتمین پارک پرطرفدار جهان قرار گرفت.

سال ۲۰۱۲ این پارک مجهز به بخش هایی از جمله زامبی ها شد. همچنین نمایش راه رفتن مردگان و «به کابوس من خوش آمدید» از دیگر اجراهای وحشتناک آن به شمار می رفت. علاوه بر همه اینها، هفت خانه روح زده، دو صحنه نمایش و همچنین بازیگرانی که گریم های وحشتناک دارند و منتظرند تا جلوی راه شما بپرند و شما را ناگهان بترسانند از دیگر نمایش های دلهره آور این پارک به شمار می رود.

جنگل خودکشی

آاوکیگاهارا برای ژاپنی ها بسیار نام آشناست چرا که این جنگل یکی از وحشتناک ترین مناطق ژاپن به شمار می رود.به اعتقاد مردم این کشور، روح های سرگردان به همراه بادها در میان شاخ و برگ درختان جنگل مخوف پرسه می زنند و مدام زمزمه مرگ می کنند.هر چند وزش باد در میان شاخ و برگ درختان این جنگل باعث به وجود آمدن چنین صداهای مخفوی می شود.

 اما پیشینه این مکان رعب آور باعث شده تا مردم همیشه از بودن در آاوکیگاهارا هراس داشته باشند. آاوکیگاهارا یا جنگل تاریک در کوهستان فوجی قرار گرفته که مردمآن را به خاطر درخت های انبوهش بهترین مکان برای مردن می شناسند چرا که این جنگل، منطقه بسیار مشهوری برای خودکشی است.


سال ۲۰۰۲ تعداد اجسادی که از میان شاخ و برگ های جنگل مرگ پایین کشیده شدند ۷۸ عدد بود و همین باعث شد نام آاوکیگاهارا بر سر زبان ها بیفتد اما ماجرا به همین جا ختم نشد چرا که چهار سال بعد ۱۶ خودکشی دیگر در این جنگل به ثبت رسید. جالب اینجاست که اگر وارد جنگل مرگ شوید در گوشه و کنار آن تابلوهایی نصب شده که روی آن جمله «لطفا در تصمیم خود تجدید نظر کنید» یا «قبل از اینکه تصمیم به مردن بگیرید با پلیس مشورت کنید» به چشم می خورد.اما هیچ یک ا زاین راهکارها نتیجه مطلوبی نداده و خودکشی ها در آاوکیگاهارا همچنان ادامه دارد. این جنگل نیز یکی دیگر از نقاط دلهره آور جهان به شمار می رود.

هتل استنلی
هتل استنلی در کلرادو یکی دیگر از نقاط رعب آور جهان است که ماجراهای زیادی از زبان کارمندان و مهمانان این هتل درباره ارواح ساکن در آن گزارش شده است.

این هتل نخستین بار سال ۱۹۰۹ افتتاح شد. نام صاحب این هتل، استنلی بود. او که مرد چندان ثروتمندی نبود، سال ۱۹۰۳ به کلرادو رفت و در آنجا یک زمین ۶۴ هکتاری را از لرد دونراوان خریداری کرد.وی در ابتدا ساختمان اصلی هتل را ساخت و بعدها ۱۱ ساختمان دیگر نیز در اطراف ساختمان اصلی اضافه شد.


هتل استنلی ۱۴۰ اتاق دارد و افرادی که در آنجا اقامت داشته اند از روح هایی صحبت می کنند که همیشه در هتل پرسه می زنند. یکی از مشهورترین گزارش ها مربوط است به دیده شدن روح یک پیشخدمت زن این هتل. ادعا می شود که او شب ها وقتی مهمان اتاق ۲۱۷ به خواب رفته است در اتاق دیده می شود که مشغول نظافت است.

همچنین ادعا می شود که روح استنلی، صاحب هتل نیز بارها دیده شده که مشغول پیانو زدن است. از دیگر ارواح این هتل که ادعا شده دیده شده اند، گروهی از کودکان هستندن که در حال دویدن از پله های سالن هتل دیده می شوند. همچنین کارمندان آشپزخانه بارها گزارش داده اند که صدای مهمانی از سالن پذیرایی هتل به گوش می رسد اما وقتی به آنجا می روند هیچ کس را نمی بینند. هتل استنلی هر سال خصوصا در ماه اکتبر پذیرای افرادی است که به دنبال ترس و دلهره می گردند.

مغازه های جادو
شهر نیواورلئان آمریکا به عقیده بسیاری از گردشگران یکی از ترسناکترین شهرهای دنیاست چرا که در این شهر مغازه های جادو، گورستانی به نام قبرهای بالای زمین و بسیاری دیگر از جاهایی که به نظر گردشگران ترسناک است یک جا کنار هم جمع شده.

اگر به اینها، نام ۱۰ هتلی که از سوی مهمانان آن دیده شدن روح در آنها گزارش شده است را بیفزایید مطمئن خواهید شد که این شهر یک ترس و وحشت پنهان در دل خوددارد، برای همین است که بسیاری نیواورلئان را روح زده ترین شهر آمریکا می دانند. یکی از مشهورترین نقاط این شهر که بر ترسناک بودن آن افزوده، مغازه های جادوست.

مغازه های جادو از سال ۱۹۹۶ ساخته شده و تعداد آنها به ۱۰ باب می رسد. این مغازه ها در محله فرانسوی نشین نیواورلئان واقع هستند. وقتی در این خیابان قدم می زنید تا چشم کار می کند عروسک های «وودو» و ابزارآلات خرافی احضار روح دیده می شود. وقتی عابران در این خیابان قدم می زنند بسیاری از مغازه دارها به آنها پیشنهاد مشاوره می دهند تا افراد با شرکت در مراسمی مانند احضار روح و خواندن مطالبی در این مورد، ارواح را از خود دورکنند.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم مرداد 1392ساعت 21  توسط علي رضا اميريان   | 

به احترام سه کوهنورد ایرانی خبردار !

                              روحشان شاد... ( هنوز امید داریم به زنده بودنشان ) 
 پايان غم انگیز عمليات جستجو در برودپیک

عملیات جست‌وجوی کوهنوردان مفقود شده در پاکستان به دلیل بد بودن آب و هوا متوقف شد


در حالی که رئیس گروه ATP کوهنوردی از بی نتیجه ماندن تلاش‌های صورت گرفته برای یافتن سه کوهنورد مفقود شده ایرانی خبر داده است، سخنگوی ستاد پیگیری صعود به برودپیک از آماده نگه داشتن هلی‌کوپتر و تیم امداد نجات در کوه‌های شمال پاکستان خبر داده است.

تلاش‌های صورت گرفته برای نجات سه کوهنورد مفقود شده ایرانی در ارتفاعات برودپیک پاکستان تا این لحظه نتیجه بخش نبوده است. آخرین تماسی که از سوی یکی از این کوهنوردان صورت گرفته به ساعت 19:30 روز شنبه باز می‌گردد که طی آن آیدین بزرگی تقاضای کمک کرده است. پس از آن تلاش‌های زیادی صورت گرفته تا با کمک شرکت تلفن همراه خارجی محل مفقود شدن کوهنوردان باشگاه آرش مشخص شود.

از سویی دیگر هلی‌کوپترهای تجسس نیز به منطقه اعزام شده‌اند و عکس‌های زیادی از ارتفاقات یاد شده گرفته‌اند ولی اثری از کوهنوردان ایرانی دیده نشده است. امروز دوشنبه منظور حسین، رئیس گروه کوهنوردی ATP پاکستان که کار هماهنگی کوهنوردان خارجی به هیمالیا را بر عهده دارد در گفتگویی عنوان کرد که گروه‌های نجات که برای یافتن کوهنوردان ایرانی به ارتفاعات شمال پاکستان رفته بودند فراخوانده شدند چرا که تلاش‌های آنها بی‌ثمر بوده است.

وی در گفتگو با خبرگزاری‌های رویترز و نیز فرانسه در این باره عنوان کرد: یک تیم نجات و یک هلی‌کوپتر ارتش به دنبال درخواست کمک کوهنوردان ایرانی به جستجو پرداختند اما در تلاش‌های صورت گرفته روز یکشنبه هیچ نشانه‌ای از کوهنوردان ایرانی دیده نشد و به همین خاطر فعالیت‌ها متوقف شده است.

این در حالی است که بهزاد ترکاشوند، سخنگوی ستاد پیگیری صعود به برودپیک تاکید بر آن دارد که فعالیت‌ها متوقف نشده است. وی در ابن باره به خبرنگار مهر گفت: آقای منظور حسین نظر شخصی خودش را عنوان کرده است ما یک هلی‌کوپتر را با هزینه شخصی به صورت آماده باش در آورده‌ایم و با گروههای امداد و نجات نیز مذاکرات خوبی داشته‌ایم.

وی افزود: افشین حیدری شب گذشته در کمپ 3 و در ارتفاع 7400 متری مستقر شده و یک شرپا به وی ملحق می‌شود. همچنین رامین شجاعی، سرپرست گروه در کمپ اصلی حضور دارد و مذاکرات خوبی با گروه‌های کوهنوردی خارجی انجام داده تا از آنها برای نجات کوهنوردان کشورمان کمک بگیرد. از سویی بعد از تماس روز شنبه آدین بزرگی، گشت‌هایی با هلی‌کوپتر انجام گرفته و یک تیم آلمانی که ما استخدام کردیم هم اقدام به گرفتن عکس‌های زیادی از ارتفاعات برودپیک کرده‌اند.

آخرین خبرها حکایت از آن است که توماس لامل، کوهنورد و راهنمای معروف آلمانی که در عملیات آرتور هایزر و گاشربروک حضور داشت عکس‌ها را با خود به سفارت آلمان در اسلام آباد برده تا با کمک دیگر کوهنوردان آلمانی آن را تجزیه تحلیل کند. با به دست آمدن GPS تلفن ماهواره‌ای مشخص شد که تیم کوهنوردی ایرانی گردنه مابین قله اصلی و فرعی را با گردنه اصلی بین کمپ سوم و قله اشتباه گرفته و خود را در موقعیت خطرناکی قرار داده است. 

 

 خاطرات یک مهندس امریکایی از کوهنوردان ایرانی

اسکات پاوری مهندس و کوهنورد امریکایی که در صعود به قله برودپیک با تیم ایرانی همراه شده بود در صفحه شخصی خود خاطرات آشنا شدن با آنها و همراهی با تیم ایرانی را به اشتراک گذاشته است. این کوهنورد مقیم مالزی از این سه کوهنورد ایرانی به نیکی یاد کرد شخصیت آنها را والا دانست. متن نوشته اسکت پاوری به همراه عکس‌های منتخب وی به شرح زیر است:

روز شانزدهم ژوئیه سه نفر از اعضای یک تیم ایرانی با گشودن راه جدید، مسیری جدیدی را به سوی قله برودپیک آغاز کردند که دستاورد شگرفی بود. این عمل عجیب که توسط کوهنوردان بسیار زبده‌ای صورت گرفت نتیجه تلاشی است که از سال 2009 شروع کرده بودند. اما این شادمانی زمان زیادی به طول نکشید. کوهنوردان موفق به پایین آمدن از این قله 7800 متری بر اساس برنامه‌ای که از قبل داشتند، نشدند. گروه‌های امداد از کمپ‌های پایینی برای کمک به  آنها فرستاده شدند ولی به موفقیتی دست نیافتند.

من در اسکاردو بودم که خبر را شنیدم. با قلبی اندوهناک سه دوست خوب را جا گذاشته‌ام. در این سفر انتظار نداشتم که دوستان جدیدی را ملاقات کنم. تنها فکر می‌کردم که کسانی خواهند بود که طناب خود را به اشتراک بگذاریم. اما دوستی در جای عجیب و شرایط عجیب‌تری بین ما ایجاد شد. تیم ایرانی تشکیل یافته از افرادی بود که بالاترین قابلیت را داشتند و از بودن با آنها لذت بردم. چند هفته در کاراکروم در سایه چیزهای عظیم به سر برده‌ام. هم کوهها و هم آن افراد.

 

عکس یادگاری گروه ایرانی پیش از حمله به قله برودپیک

تیم کوهنوردی ایرانی را برای اولین بار در اسلام‌آباد در روز دهم ژوئن ملاقات کردم. قرار شده بود که مجوز کوهنوردی و همچنین کمپ اولیه را با آنها به صورت مشترک داشته باشیم. با هم نشستیم و درباره چگونه رفتن به اسکاردو صحبت کردیم. یکی از اعضای گروه ما نیازمند به تمدید ویزای خود بود و دیگری وسایلش نرسیده بود. انتظار داشتم تیم ایرانی نخواهد معطل ما بماند و ترجیح بدهد هر چه سریعتر به کوه برود. ولی متوجه شدم تیم آنها متشکل از مردان خوش قبلی بود که بسیار دوست داشتنی و دلسوز دیگران بودند.

از آنها پرسیدم که آیا می‌توانند چند روز منتظر بمانند و آیدین بلافاصله گفت اشکالی ندارد. می‌توانیم صبرکنیم و هر کاری که لازم است را انجام دهیم. این سفر موانع و دشواریهای زیادی داشت. مشکل بر سر مجوز کوهنوردی داشتیم و علاوه بر این به جای این که با هواپیما به اسکاردو برویم مجبور شدیم با خودرو این مسیر را طی کنیم. اما با روحیه تیمی و نه افراد مجزا توانستیم بر تمامی مشکلات فائق آییم و این برای افرادی که تنها مدت کوتاهی با هم بوده‌اند، تعجب‌آور بود.

زندگی در کمپ اولیه با این افراد فوق‌العاده بود. از آنها یاد گرفتم چگونه" این غذا را به من بده" و متشکرم را به فارسی بگویم. من نیز تمام اصطلاحاتی که می‌توانستم را با لهجه کالیفرنیایی خود به  آنها آموختم. آنها خوراکی‌های زیادی با خود از ایران آورده بودند. پنیر، گوشت، خشکبار، ماست، میوه‌های خشک شده... غذاهای آنها برای مقاومت در تمام مراحل صعود بود. نیازی نبود غذاها را با من تقسیم کنند ولی آنها بسیار بخشنده بودند و می‌خواستند از من پذیرایی کنند و غذاهای محلی آنها را امتحان کنم. آنها هر چه داشتند را به من تعارف می‌کردند.

پرچم نصب شده توسط کوهنوردان ایرانی بر بالای قله برودپیک

آنها همین اخلاق خود را در کوهستان هم داشتند. یکی از کوهنوردان ما به نام برایان، در نزدیکی کمپ یک دچار سانحه شد. او به زمین افتاده بود و پایش از شش ناحیه شکسته بود. مجتبی در حال پایین آمدن از کمپ سه و بسیار خسته به نظر می‌رسید اما با وجود ضعفی که داشت به برایان کمک کرد تا به پایین بیاید. او حتی از ابزار خود برای کمک به برایان استفاده کرد.

در این دنیا من شانس این را داشتم که در جاهای مختلفی زندگی کنم و افراد متفاوتی را ملاقات کنم. برخی خوب، برخی بد و در موارد نادری کسانی هستند که حس قوی خوبی در شما ایجاد می‌کنند. تقریبا مانند نور سفیدی از خوشحالی. این افراد بسیار نادر هستند و کسانی هستند که این دنیا را برای تمام ما تبدیل به جای بهتری برای زندگی می‌کنند.

آنقدر تعداد کمی از این افراد ویژه در زمین هستند که حتی اگر تعداد معدودی از آنها را از دست بدهیم تاثیر منفی فاجعه باری روی بقیه می‌گذارد. آیدین، پویا و مجتبی از افراد کم و نادر هستند. دنیا جای خالی این جوانان را احساس خواهد کرد، من نیز همینطور.

احساس همدردی با خانواده آنها و دوستان شان می‌کنم. کل تیم ایران نمایشی از مهارت و شخصیت بود که بازتاب زیادی از کشوری بود که از آنجا آمده بودند.


+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم مرداد 1392ساعت 11  توسط علي رضا اميريان   | 

مطالب قدیمی‌تر